+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 11:3  توسط عین
|
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 18:51  توسط عین
|
دانشگاه آزاد در زمين خواري چهارم است،در گرفتن غير قانوني زمين ،اول
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 20:57  توسط عین
|
آقاي هاشمي،خودتان در معرفي اعضاي خانواده خود به دادگاه پيشقدم شويد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 20:49  توسط عین
|
راي بيش از 6 هزار دانشجوي دانشگاه "ساسکس" به تحريم کالاهاي صهيونيستي

ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 20:41  توسط عین
|
کهن سال ترين مربي قرآن ميانه در روستاي آچاچي زندگي مي کند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 20:23  توسط عین
|
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 12:40  توسط عین
|
بازگشت نخبگان مردودی به آغوش نظام
آيت الله هاشمي رفسنجاني:
بهتر و توانمندتر از آيت الله خامنه اي براي اداره كشور نداريم

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 12:18  توسط عین
|
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 17:19  توسط عین
|
+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 23:4  توسط عین
|
تهاجم چینی ها به اسلام این بار با لباس!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 22:28  توسط عین
|
+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 18:14  توسط عین
|
+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 17:46  توسط عین
|
آداب و رسوم مردمان آذربایجان در ماه مبارک رمضان

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 17:20  توسط عین
|
فعاليتهاي قرآني مقام معظم رهبری « مدظله العالی »

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 17:12  توسط عین
|
به منظور تبادل نظر دانشجويان جهان اسلام در نشست هاي تخصصي
اولين حضور مجمع اتحاد دانشجويان جهان اسلام در نمايشگاه قرآن

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 9:14  توسط عین
|
+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 23:5  توسط عین
|
حاشیه های بیعت تشکل ها و جنبش های دانشجویی با مقام معظم رهبری

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 22:52  توسط عین
|
+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 21:7  توسط عین
|
آيتالله مصباح: جريانات اخير ولايت فقيه را هدف قرار داده بود

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 19:19  توسط عین
|
مشروعيت ولايت فقيه الهي است؛ به خواست اين و آن مشروط نيست

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 19:9  توسط عین
|
حداد عادل: حکومت ديني بدون ولايت فقيه امکان پذير نيست

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 18:54  توسط عین
|
دبير هيئت دولت در سخنان پيش از خطبههاي كرمان:
اعتراف متهمان اغتشاشات ماهيت نفوذيها را برملا كرد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 17:12  توسط عین
|
مقام معظم رهبري:
حركت عظيم مردم در انتخابات نبايد تحت شعاع برخي حوادث قرار گيرد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 17:7  توسط عین
|
امام جمعه قم خواستار شد:
برخورد قاطع با عوامل اصلي آشوب و پشت صحنه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 17:3  توسط عین
|
امام جمعه تبريز:
مردم منتظر محاكمه عاملان اصلي اغتشاشات اخير هستند

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 16:59  توسط عین
|
+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 16:33  توسط عین
|
مقام معظم رهبری در دیدار تشکل های مختلف دانشجویی:
مجرمان بدون توجه به وابستگی سازمانی باید مجازات شوند

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 15:57  توسط عین
|
نخستین مجری


« ... السلامُ علیکَ ایها النَبیُ و رحمةُ الله و برکاته. السلامُ علینا و علی عباد اللهِ الصالحین. السلامُ علیکم و رحمه الله و برکاته... » به سجده رفت و با متانت خاصّی شروع به زمزمه کرد. با اینکه پنجره اتاق، نور شکسته و کور کننده آفتاب را منعکس می نمود امّا همچنان هوای اتاق به حال سابق خود مانده بود.
گرم و دَم کرده. از سجده بلند شد و باز شروع کرد به سلام دادن: « السلام علیکم یا انبیاءَ الله. السلام علیک یا رسول الله. السلام علیک یا... ».
از همان دیروز که هُتل را کرایه کرده بود هوا همین طور بود. یادش نمی آمد تا حالا در «کوناکری»، ساحل عاج یا حتی بیروت هم گرما اینقدر اذیتش کرده باشد. حس می کرد از کولر اتاق هم باد گرم بیرون می زند. دستِ چپش را بالا آورد و نیم نگاهی به ساعتی که کمتر از دو هفته پیش نامزدش برایش خریده بود، انداخت. عقریه های ساعت حرکت می کردند، ولی حرکت شان آنفدر کُند بود که انگار گیر کرده بودند. پیراهن تابستانی سفید رنگی را که پوشیده بود آرام آرام از تنش بیرون آورد و ماده انفجاریِ «سی – چهار» را با مهارت خاصی به دور کمرش بست.
ناخودآگاه نگاهش سُر خورد روی قاب عکسی که بالای تخت خواب چسبانده بودند. قابِ زمینه سفیدی که جمله « دوستت دارم » را با رنگ قرمز بر روی آن نگاشته بودند. یاد قاب اتاقش افتاد که با خط خودش جمله ای از مرجع محبوب القلبش را در آن نوشته بود:
« ... و به یاری خداوند تعالی از قطرات پراکنده پیروان اسلام؛ و توان معنوی امّت محمّد ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و امکانات کشورهای اسلامی باید استفاده کرد و با تشکیل هسته های مقاومت حزب الله در سراسر جهان، اسرائیل را از گذشته جنایات بارِ خود پشیمان و سرزمین های غصب شده مسلمانان را از چنگال آنان خارج کرد...»
از روی تخت بلند شد و گرمکن سبز ورزشی را که صبح دیروز از یک پیرمرد در مغازه روبروی هتل خریده بود، پوشید. به سمت آیینه بزرگِ پشتِ سرش گردن کشید و خواست برای آخرین بار تمام قیافه اش را برانداز کند طوری که انگار می خواهد برای خودش کت و شلواری اندازه بگیرد. به اطراف و اکناف نگاهی انداخت و خوب که از جمع کردن وسایلش مطمئن شد، به سمت دربِ اتاق به راه افتاد.
سنگینیِ بیش از حدِّ مواد منفجره همراهش و گرمای غیر قابل تحمّل فضای سالن، کلافه اش کرده بود. به هیچ نحو این مشکل را پیشبینی نکرده بود. مجبور شد قید بالا رفتن از پلّه هایی که به طبقه سوم منتهی می شدند را بزند و از آسانسور استفاده کند. عرق مثل قطرات باران از دو سمت شقیقه هایش به سمت پایین جاری شدند. عرصه برایش کاملا تنگ شده بود. نگاهش را به سقف آسانسور سوق داد و کلامی را در دهانش مضمضه کرد امّا نتوانست بر زبان جاری اش کند. چون دیگر گرما کار خودش را کرده بود و موجب زود عمل کردن مواد منفجره شده بود و مصطفی را... .
شخص مورد هدف یعنی « نویسنده کتاب آیات شیطانی » فکرش را هم نمی کرد کسی براي اولين بار به هتل محل اقامتش، آن هم در لندن، نفوذ کرده باشد و... .
به نقل از وبلاگ : نماینده
+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 20:28  توسط عین
|